سبک کار پژوهش
84 بازدید
تاریخ ارائه : 5/19/2013 12:32:00 PM
موضوع: سایر

آشنایی با هندسه بحث آنچه در حوزه‌های علمی دینی ما سابقاً رواج داشته ، چهار نوع تلاش علمی بوده است : یک / تفکر ، اندیشه ، اقتراح و جوشش ذهن برای کشف مجهولات کلی و سپس به رشتة تحریر کشاندن آن‌ها؛ که کاربرد آن در مطالعة معقولات و مفاهیم و برنامه ریزی های علمی کلان است. محور این گونه تحقیق ها موضوع است و در تحقیق های بنیادی چون علم لدنی، ریاضی، منطق، حکمت و فلسفة محض به آن رویکرد می شود. دو / جستجوی فرد به فرد در پی یافتن قراین و شواهد و همخوان‌ها برای آنچه مفروض ذهن عالم به عنوان اصل علمی واقع می‌شده است که به این عمل در اصطلاح «استقراء» (دهگردی) یا «تتبع» می گفتند. کاربرد واقعی این نوع تحقیق در کشف مصادیق و جزئیات متعلق به موضوع ها است. محور این تحقیق ها مسأله ها هستند و در مسائل و موارد کاربردی / تجربی مورد توجه قرار می گیرد. سه / انسان نگاری به لحاظ موقعیت های زیستی زمانی و مکانی و شرایط تاریخی به منظور فهم متون تاریخی دینی یا غیر آن. محور این گونه پژوهش ها موارد شناختی اعم از مسائل و موضوعات اند. دانش های تفسیر، درایه، رجال و تراجم و سیره، همچنین مباحث دلالت الفاظ در زبان شناسی از این قبیل هستند؛ و نوع کار تخریج و اخراج است. چهار / تجمیع و گردآوری منطقی پراکنده ها و دسته بندی کردن آن ها در یک مجموعة منظم به گونه ای که هر گروه در عنوان مشترکی زیر عنوان شاملی قرار بگیرد که در باب ها و فصل هایی مرتب می شوند. کاربرد این نوع تحقیق در تدوین دائرة المعارف ها است. این نوع تحقیق نیز بنیادی تلقی می شود. در هر سه این موارد آن چه برای محقق بسیار ضرورت توجه دارد، استفاده از فن مقابله بین دیدگاه ها، و به عبارتی برخورد دادن آراء و نظرات دانشمندان است که اولاً لازمة آن فهم درست و کامل مطلب هر کدام با رجوع به سایر آثار همان دانشمند است، و ثانیاً دریافت این که آیا این دیدگاه تازة او در آن رابطه است یانه؛ چه آن که ممکن است از نظر پیشین خود بازگشته باشد؛ از این روی، شایسته آن است که آخرین اثر او در آن زمینه مورد توجه قرار گیرد. توضیح آن که امروزه مورد های اول و سوم در حوزه های علمی دینی و یا دانشگاهی کمتر بدان ها توجه می شود و اغلب در پروژه های کلان به وسیلة بنیادها و مؤسسه های علمی بزرگ انجام می شود؛ لیکن مورد دومی - همان چیزی که امروز، به تقلید از غربیان، عنوان تحقیق را کاملاً به خود گرفته است و ما آن را از دانشجویان خود می‌خواهیم، شیوع بیشتری دارد؛ زیرا به مسائل مورد نیاز و مبتلابه جامعه مربوط می شود که معمولاً همان جزئیات مفاهیم می باشند. بگذریم از این که استقراء تا چه حدی و کدام نوع آن حجیت آور است ، و یا این که اصولاً استقرایی انجام می‌شود یا نه ؛ استقراء همان تحقیقی که ما دنبال آن هستیم نیست. مورد دیگری نیز از این گونه شبه تحقیق وجود دارد که شبیه همان استقراء است با این تفاوت که زمینة آن در کتاب‌ها و مجلات و نوشتارها است که اگر کامل انجام شود منشأ الهامی برای استخراج فکر جدید است که معمولاً بسیار نادر است . این گونه کارها در حوزة تلاش علمی چیزی همانند مونتاژ در صنعت است و چندان ارزش علمی ندارد هر چند که ممکن است مفید باشد. آنچه در مسائل مورد نیاز اجتماعی ضرورتاً ما را به خود دعوت می‌کند تحقیق به معنای دوم حوزوی با رویکر به تفکر و تعقل در ربط و فرایندگری عناصر آن است، نه نوع مقلدانة غربی آن؛ هر چند که آن نیز در جای خود مورد احترام است. رویکرد غیر عقلانی و صرفاً مقلدانة غربی ما – که از نظر روان‌شناسی اجتماعی یک خودباختگی علمی – فرهنگی است – ما را از هویت خود دور ساخته و در نتیجه ، به استیصال و دریوزگی دچار کرده است تا جایی که احیاناً و بعضاً در حوزة مطالعات کلامی نیز جزو نشخوار کنندگان غرب مسیحی درآمده مساله‌های آنان را تحت عنوان کلام جدید ، موضوع کار خود قرار داده‌ایم و به این هنر می‌بالیم و این‌ در حالی است‌ که‌ به‌ گواهی تاریخ‌ نویسان‌ اسلامی - اعم‌ از خودی‌ و غیر خودی‌ - پیش‌ از این‌ ما در این‌ جهت‌ تا این‌ اندازه‌ در استیصال‌ نبوده‌ایم‌. مرحوم استاد مطهری (ره) در نقد چنین وضعی می‌نویسد : «یک‌ نگاهی به‌ آثار منتشره‌ ما به‌ نام‌ اسلام‌ و دین‌ و مذهب‌ می‌تواند سطح‌ رشد جامعه‌ ما را بفهماند . اگر کتاب‌ های‌ این‌ زمان‌ خود را با کتاب‌ های‌ هزار سال‌ پیش‌ خود‌ مقایسه‌ کنیم‌ موجب‌ شرمندگی خواهد بود. فرنگی ها می‌گویند اگر به‌ کتاب‌ های‌ غربی می‌خواهید مراجعه‌ کنید بدان‌ کتاب‌ ها رجوع‌ کنید که‌ تاریخش‌ به‌ شما نزدیک‌ تر است‌ ، زیرا کتب‌ غربی هر چه‌ جلو آمده‌ بهتر و متقن‌ تر و علمی تر و تحقیقی تر شده‌ است‌ ، ولی اگر به‌ کتاب‌ های‌ شرقی و اسلامی می‌خواهید رجوع‌ کنید هر چه‌ می‌توانید به‌ کتاب‌ هایی رجوع‌ کنید که‌ تاریخش‌ از شما دور تر است‌ و مربوط است‌ به‌ قرون‌ اولیه‌ اسلامی زیرا هر چه‌ جلو تر آمده‌ بی ارزش‌ تر شده‌ است‌ » . ضمناَ توضیح این نکته نیز ضرورت دارد که آن چه از آن سخن گفتیم در ارتباط با عنوان تحقیق است نه تقریر؛ و بسی فرق است میان تحقیق و تقریر. توجیه آن که تحقیق به نوع مطالعات منسجمی اطلاق می شود که شخص پدیدآورنده از پیش دارای پیش دانستة مشخصی نباشد و هدف او از ورود به عرصة مطالعه دستیابی به پاسخ مسألة اوست، لیکن او در تقریر از قبل دارای پیش دانسته‌ای است که هدف وی از مطالعاتش اثبات همان ایدة فعلیت یافتة او در ذهن است. مثل بیشتر تحقیق های اصطلاحی رایج در سازمان ها و نهادهای تربیتی و ارشادی وحتی علمی امروز. بخش یک / مراحل تحقیق /چرخه پژوهش period of researchI. مشورت با استاد ویژة هر رشته ، برای آشنایی با : یک / شناختن مقولة تحقیق ( آیا بحث معرفتی / عقلی است یا مطالعاتی / نقلی یا دانش پایه . دو / شناخت ماهیت بحث که آیا راهبردی / بنیادی است یا کاربردی . سه / شناخت دامنة کار: به عنوان مثال: نبوت شامل دو بحث اصلی کلی : عامه و خاصه ، و چند بحث پیرامونی چون : 1. نبوت بشری / غیر الهی و تمایز آن با نبوت الهی، 2. فلسفة نبوت ، 3. تاریخ انبیاء ، 4. کارکرد نبوت ، 5. وحی و تجربة ‌نبوی است؛ در مبحث نبوت عامه از مبانی / مؤلفه‌هایی چون : خدا ، دین ، انسان ، سعادت ، هدف و... بحث می‌شود ( کلیات هم بر این‌ها اطلاق می‌شود) و نیز ، از ارکان بحث چون : هدف، ریشه‌ها ، شاخه‌ها ، مسائل ، ضرورت و فایدة کار جستجو به عمل می‌آید ؛ در نبوت خاصه همچنین . همچنین برای مشخص نمودن راستة بحث خود که کدام یک از شقوق بالا است ؛ همچنین روشن شود که شیوة بحث چه خواهد بود : توصیفی یا تبیینی و استدلالی ؛ و نیز برای روشن ساختن این‌که چه روشی در تحقیق مناسب‌تر است : موضوع محور یا مساله محور . (موضوع به دلیل گستردگی خود برای پروژه‌های بزرگی چون دائره المعارف یا طراحی‌های علمی وسیع سازمان‌های تحقیقاتی مناسب است ، لیکن برای کارهای پژوهشی کوتاه فقط مساله اهمیت می‌یابد . همچنین موضوع در موارد عقلی و نظری که از کلی بحث می‌کند مناسب‌تر است به خلاف مساله که جای آن در موارد عینی و شخصی است . ) II. لیست نمودن موضوعات زیر مجموعة (Subdirectory) عنوان اصلی . به عنوان مثال : نبوت ، عنوان اصلی است . دو زیر مجموعة آن ، نبوت عامه و خاصه است . هر کدام نسبت به مباحث پائین‌تر خود سرمجموعه ( Up directory ) تلقی می‌شوند (چیزی همانند جنس و نوع در منطق قدیم) ، و در نهایت ، انتخاب یکی از موضوعات برای استخراج مسائل آن‌ها و تهیة مسالة تحقیق . III. تهیة طرح ذهنی تحقیق (Paradigm) ، این طرح در واقع سرمشق کار و به منزلة نقشة هوایی از کل دامنة بحث خواهد بود . اگر در این قسمت موفقیتی نباشد ، بحث تا آخر متزلزل و در نهایت ، ابتر خواهد بود . IV. تهیة طرح اجرایی (Operate Drawing) ، یا به عبارتی عملیاتی کردن طرح ذهنی ، در این قسمت به ترسیم نقشة عملی پرداخته می‌شود و از چیزهایی سؤال می‌شود که محقق را در برنامة او یاری می‌دهد چون : منابع انسانی و ابزاری ، سابقه ، امکانات ، برآورد حجم عملیات ، برآورد میزان هزینة لازم ، طول تخمینی کار و ... این موارد در پرسشنامة تحقیق جای می‌گیرند . V. منبع شناسی ( کتاب‌ها ، مجلات ، آرشیوهای دانشگاه‌ها برای دستیابی به تزهای دانشجویی مرتبط و کمک کننده) . VI. تهیة لیست درختی یا هرمی از کل فهرس مبحث و کدگذاری آن‌ها بر حسب اصلی ، جزیی ، جزیی‌تر آن‌ها با نماد ابجد یا الفبا یا عدد . این کدگذاری در شناسایی فیش‌های تحقیق کارامدی دارند . VII. اکنون باید کار جستجو در منابع بر حسب لیست مزبور به عمل آید و بسته به نیاز ، فیش فراهم گردد . (فیش‌ها حاوی عین مطلب و یا مضمون آن و یا اشاره به سند مرتبط با بحث می‌باشند) لازم به ذکر آن است که محقق همواره باید کار خود را در پایان هر مقطع به رؤیت استاد راهنما و یا استاد مشاور (در صورت نبودن استاد راهنما) و تایید وی برساند . VIII. پس از اتمام مرحلة فیش برداری کار بررسی و چک کردن آن‌ها آغاز و آمادة تنظیم برای متن می‌شود . در واقع ، از این مرحله به بعد کار پژوهش – به معنای واقع کلمه – شروع می‌شود ، یعنی پژوهشگر به تفسیر و تحلیل و استنباط داده‌ها می‌پردازد و از آن‌ها فرایندسازی می‌نماید تا به یافتة نوی برسد زیرا در غیر این صورت ، او به نتیجه نرسیده است . لازم به توضیح است که برای تنظیم متن ، نیاز ضروری به آشنایی با شیوة نگارش و اصول نویسندگی می‌باشد . اگر پژوهشگر این دوره را ندیده است حتماً باید کار خود را به متخصص این فن ارائه نماید تا اشکالات ویرایشی اثر رفع گردد . IX. آخرین مرحلة پژوهش چک علمی نمودن آن به وسیلة استاد راهنما ( یا مشاور در صورت نبود او) یا به عبارتی ویرایش علمی کار است . نمودار درختی پژوهش (از پایین به بالا) 12. تدوین و چک نمودن و خطایابی 11. اجرا 10. طرح اجرایی پیشنهادی (پروپوزال=Proposal) 9. مشخص شدن نوع پژوهش: میدانی، اسنادی، تلفیقی 8. طرح ذهنی پژوهش 7. مسألة اولویت یک 6. سازماندهی و تعیین اولویت ها (با کار گروهی) 5. لیست مسائل برای بررسی اجرایی بودن 4. گروه مخاطب 3. موضوع فرعی 2. موضوع اصلی 1. تهیة لیست موضوعات توضیح یک: در تحقیق مسأله محور مشخص شدن موضوع برای گم نشدن هدف به وسیلة طفره در طول کار لازم بلکه ضروری است. مشخص شدن موضوع در اول کار نشان می دهد که مسأله چگونه و از کجا به موضوع اصلی متصل می شود و نوع کار پژوهش از نظر بنیادی و کارکردی و غیره چیست. این نگاه تازه ای به پژوهش است که از منظر «کل جزء نگری» یا به عبارتی wholly-atomism مسائل شناسایی می شوند. موضوع اصلی کلی یا مفهوم عام فراشمولی است که موضوعات ریز بسیاری در ابواب جمعی آن وجود دارد؛ چیزی مثل جنس در مقابل نوع منطقی. لذا به اصلی و فرعی یک، فرعی دو ... سه ... چهار و... تعریف می شود. توضیح دو: گروه مخاطبان یعنی آنان که از این پژوهش استفاده خواهند نمود، از نظر جنسیت یا مرد و یا زن هستند. هر کدام نیز در مقاطع سنی خاصی هستند که چنین مشخص می شوند: گروه الف= کودکان. گروه ب= نوجوان و جوان. گروه ج= بزرگسال و میان سال. گروه د= پیران و کهنسالان. توضیح سه: مسأله یابی به چند طریق می تواند انجام شود: الف - ذهنی گروهی. ب- جمع آوری داده های میدانی؛ بنا بر این باید تحقیق قبل از تحقیق به صورت میدانی برای پیدا کردن مسائل مبتلابه مردم انجام شود. در این رابطه جامعة آماری لازم است که می توان به سراغ مؤسسات آماری و یا سازمان های خدماتی مربوطه رفت و یا مستقیماً به سراغ مردم رفت. ج- به طریق اسنادی مانند کتاب، پایان نامه، مقاله، آرشیو روزنامه. بخش دو / شیوه کار پژوهش Research style worko ارزش هر اثر نگارشی به میزان نوآوری و ابدع نظریة تازه‌ای است که بدان دست یافته است . بر این اساس ، نسبت به آثاری که بار تازه‌ای در خود ندارند باید گفت : همان جایی که بود چه عیبی داشت ؟ جز این‌که اعتبار آن بیشتر بود ! o کار پژوهشگر خلق و آفرینش است و این هنری است توام با دانایی و اندیشه . لذا باید به ظرافتی که در امر آفرینش هست توجه نمود و آن تولید پدیده از جمع میان اضداد است که امری بر خلاف شیوة راحت دیالکتیکی هگل و دیگران است . مگر جز این است که فرایندگری در برخورد دو مخالف یا متضاد با هم (مثبت و منفی / زن و مرد / جاذبه و دافعه) به حرکت و حیات می‌انجامد ؟ از این روی باید در مواجهة دو نظریة متضاد یا مخالف تامل نمود شاید که به نظریة سومی رسیدیم . o تفکر و تدبر در آیات الهی (تمام موجودات) مورد توجه شدید قرآن است . سعی کنید لحظه‌ای را بدون تفکر نگذرانید . o ما سه منبع عظیم برای استنباط و استخراج داریم : کتاب تدوینی (قرآن و سنت و آثار ارزشمند علمای اسلام و سایر اندیشمندان) ، کتاب تکوینی درونی (نفس و روان و خرد انسانی) ، کتاب تکوینی برونی (جسم انسان ، زمین و آسمان) . o منبعی را که قصد دارید از آن برداشت کنید به دقت مطالعه کنید و تسلط علمی بر آن پیدا کنید تا مراد کامل نویسنده را دریابید آن‌گاه برداشت کنید . o در پژوهش اصیل نباید به دنبال اثبات پیش فرض خود بود (هرچند که این نکته خلاف متداول است) ، زیرا به دست خود اغراء به جهل خواهید شد . بلکه باید به دنبال اثبات یا ابطال بود ، و این بدان معنا است که ارزش فرضیة شما با فرضیة رقیب ، از دید پژوهشی شما باید به یک میزان باشد . o نوع برداشت از مطالب دیگران باید بسته به اقتضای حال باشد ، یعنی گاهی مقدار معینی از نوشته عیناً نقل می‌شود و گاهی نقل مضمونی و گاهی فقط اشاره به آن منبع می‌شود . لذا باید به این نکته توجه داشت که در این جای به‌خصوص ، کدام نوع برداشت ، مطلوب است . نقل امانی فقط در جایی است که خواننده بدون آن باورش نمی‌شود . o حتی الامکان از ترجمة کامل و امانی متن قرآنی یا روائی به عنوان سند استفاده شود و در صورت ضرورت ، عین متن در پی‌نوشت آورده شود . o اگر در صدد تولید نظریه هستید باید نهایت تلاش خود را برای آگاهی از تمامی مفروضات آن ایده بنمایید لذا شایسته خواهد بود که استقصای نسبتاً کاملی در آثار مربوطه بنمایید ، و این امر می‌طلبد که به محض رسیدن به آنچه به پیش فرض شما کمک می‌کند دلخوش نگردیده در آنجا متوقف نشوید . به مسیر خود ادامه دهید تا کاملاً مطمئن شوید . o هرگاه به مطلبی برخوردید که مبهم یا غیر قابل باور به نظر رسید آن را طرد نکنید، بلکه آن را در مخزن امکان قرار دهید و موقتاً از آن عبور کنید تا بعداً سند روشنی بر اثبات یا ابطال آن پیدا کنید . o ترجمه‌ها چیزی همانند احکام اند ، لذا تا عقلاً اطمینانی به صحت ، امانت‌داری مترجم و تسلط وی بر نوع کار علمی یا معرفتی نداشته باشید از اتکاء بر آن‌ها احتراز کنید . و این نکته می‌طلبد که قبلاً در مورد مترجم آگاهی به دست بیاورید . o حتی الامکان سعی کنید از منابع دست اول استفاده کنید . در صورتی که برای شما چنین چیزی ممکن نباشد ، ضرورتاً از منابع قوی دست دوم استفاده کنید . o امام علی (ع) فرمود : ارزش و مقدار هر کس به اندازة محسناتش می‌باشد . برداشتی که از این سخن در خصوص زبان داریم این است که هر کس به هر اندازه با زبان‌های دیگر آشنایی داشته باشد ، به همان اندازه یک شخصیت مضاعف است . این نکته روشن است که برای استفاده از منابع دست اول نیاز به تسلط بر زبان منابع می‌باشد ، لذا شایسته بلکه بایسته است که پژوهشگر دست کم به دو زبان دیگر غیر از زبان فارسی معیار ، تا حد فهم مراد ، آشنایی داشته باشد . ترجیحاً پیشنهاد می‌شود زبان دوم عربی و زبان سوم یکی از زبان‌های انگلیسی ، فرانسه و آلمانی انتخاب شود . زبان انگلیسی دارای کاربرد بین المللی ، و زبان‌های فرانسه و آلمانی زبان علم و فلسفه هستند . o شما در تحقیق همچون کسی هستید که به دنبال گمشدة خویش می‌گردد ، لذا باید قبل از هر چیزی صورت مساله برای شما روشن و دارای مطلوبیت فوق العاده باشد یعنی واقعاً آن چیز مسالة شما باشد و در غیر این صورت انگیزشی برای این کار نخواهید داشت و صرفاً یک امر تعبدی بی روحی خواهد بود که به همان میزان که برای شما بی ارزش است برای دیگران هم بی ارزش خواهد بود . o اصل معقولی است که می‌گوید : اثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند . مفهوم مخالف این نکته این است که : نفی شیء هم اثبات ماعدا نمی‌کند . لذا برای اثبات مدعای خود از ابطال فرضیة رقیب ، یا از اثبات بطلان ضد مدعای خود (برهان خلف ، یا خطای آلفا) استفاده نکنید . چنان که حیات شما در گرو مرگ دیگران نیست ، اثبات نظریة شما نیز در گرو ابطال نظریة دیگران نیست . ممکن است نظریه دیگران درست نباشد و نظریة شما هم درست نباشد . بالعکس ، ممکن است هر دو درست باشد و راه جمع بین این دو مفقود باشد که شما باید آن را پیدا کنید . o این را بدانید که هیچ نظریه‌ای مطلقاً اثبات و ابطال نمی‌شود . مطلقاً اثبات نمی‌شود زیرا انسان دانم فکر می‌کند و فکر او دائم در حال خلق جدید است و تجربه ثابت کرده است که همواره نظریه‌ها ماندگار نبوده‌اند. اما مطلقاً ابطال نمی‌شود ، زیرا یک نظریه، یک پدیده است و هر پدیده‌ای همین‌که به وجود آمد دیگر به عدم باز نمی‌گردد . آری، نظریه‌ای غالب می‌شود و تا مدتی حکومت می‌کند و سپس جای او را نظریة پرخاش‌جوی دیگری می‌گیرد که ممکن است همان نظریة مغلوب پیشین باشد یا دیگری . o در نوشتة تحقیقی هیچ‌گاه از واژگان ارزشی استفاده نکنید . همواره از کلماتی بهره‌گیری کنید که بار عقلی دارند چون : محتمل است ، به نظر می‌آید ، حدس قوی آن است ، معقول‌تر به نظر می‌آید ، شاید به حق نزدیک‌تر آن باشد ، و... o در نوشتة تحقیقی از فن خطابه و صنایع عروضی و آرایه‌های کلامی استفاده نکنید که این کار مانع آزادی فکر خواننده در تامل روی مطلب شما خواهد شد و ارزش اندیشه‌ای خود را از دست خواهد داد . البته خطابه در جای خود هنر ارزشمند و مطلوبی است لیکن نه در طریق استنتاج . o ارجاع به منبع (Return to source) که از آن به رفرنس (reference) تعبیر می‌شود ، چند شیوة‌ شناخته دارد : 1. عدد روی متن به پی‌نوشت‌ها اشاره می‌کند و در پی نوشت نام خانوادگی ، نام ، نام اثر با قید شمارة جلد آن ، ناشر ، سال و نوبت نشر ، و جای نشر برای نخستین بار به صورت کامل می‌آید و در نوبت‌های بعدی ارجاع فقط نام خانوادگی وی با قید واژة پیشین در پرانتز به اضافة شماره صفحه می‌آید . 2. همین کار در پاورقی . 3. بعد از اشاره به این‌که می‌خواهید به مطلبی از کسی بپردازید و قبل از اشاره یا آوردن نقل قول ، نام خانوادگی نویسنده را به همراه سال چاپ اثر وی ، با شمارة صفحه در پرانتز می‌آورید مثال برای داخل متن : (بابک، 1383، 16) ، لیکن توجه دارید که این ارجاع در صورتی است که شما در آخر مقاله یا جزوه ، کتاب‌نامه داشته باشید (بر اساس فهرست‌نویسی کتاب‌خانه‌ای) . مثال برای کتاب‌نامه : بابک ، علی (1383) ، دستور زبان فارسی پژوهشی معاصر ، مشهد - دانشگاه آزاد اسلامی – معاونت پژوهشی ، چاپ اول . و در صورتی که کتاب مشتمل بر بیش از یک جلد باشد پس از نام کتاب شمارة جلد قید می‌شود . توضیح آن‌که در کتاب‌نامه شمارة صفحه نمی‌آید . ارجاع به نشریه در داخل متن به همان سیاق است جز این‌که در کتاب‌نامه سال چاپ نشریه به جای سال چاپ کتاب قرار می‌گیرد و بعد از نام مقاله نام نشریه با ذکر شمارة آن ، سپس نام مرکز یا مؤسسه‌ای که بدان وابسته است (اگر دارد) می‌آید . مثال برای داخل متن : (پژوهنده 1383، 133) ؛ مثال برای کتاب‌نامه : پژوهنده ، محمد حسین (1383) ، «تئوری سازان سلطه» ، اندیشة حوزه 84-47، مشهد - ارگان دانشگاه اسلامی رضوی . توضیح در مورد منابع لاتینی این‌که هیچ گونه تفاوتی با ارجاع فارسی ندارند جز این‌که در بند یک و دو به جای واژة «پیشین» فارسی ، واژة لاتینی ibid (مخفف Ibidem یعنی تکرار می‌شود / همان‌جا) ، قرار می‌گیرد. o در بند ب سخن از «مساله‌محور» به میان آمد . آنچه در اینجا باید یادآوری شود این است که تحقیقی نافع و سودمند خواهد بود که ضمن استواری بر مساله‌محوری ، دائماً ناظر به موضوع اصلی خود نیز باشد و این همان تز «کل-جزءگرایی» است که امروزه توجه اندیشمندان را به خود جلب نموده است . آری ، یک موضوع کلی نمی‌تواند نتیجة کاربردی داشته باشد مگر این‌که تجزیه و تحلیل شود و از آن مساله‌های بسیاری منتج شود ، یعنی تبدیل به جزء‌ها بشود . جزء‌هایی که قابل تجزیه و آنالیز یک نفر محقق اند و یک محقق هر قدر هم که مسلط ، قوی ، محیط بر موضوعات و مسائل باشد بیش از یک مساله را نمی‌تواند حل کند (اگر بتواند!) . اما در عین حال ، اگر محقق الینه و حلّ در جزءها هم بشود و از کلیت فراگیر فراموش کند راه را گم خواهد کرد و ارتباط این مساله را با «کل مجموعة متناظر منتظم» از دست خواهد داد . لذا توصیه می‌شود طرح پژوهش خود را به شکل هرمی ترسیم و موقعیت «سرعنوان اصلی» (Up directory) یعنی موضوع اصلی و نیز سایر موضوع‌های میانی را در جایگاه خود، نمایش دهید . توضیح : فرق مساله با سؤال در این است که مساله یک مفهوم برخاسته از نیازی است که در ذهن خلاّق پژوهشگر ایجاد می شود و او را وادار به کشف و یافتن پاسخی برای آن می کند بنا بر این در مسأله از ماهیت ممکن پرسیده می‌شود؛ لیکن سؤال در پی یافتن رمز تحقق عوارض و اجزای آن است . مساله «چیستی مقدر»‌ی در مفهوم مجهولی است در گزارة ناگفته که راه تفکر را در واقع بر اندیشمند می بندد؛ و سؤال طرح بیانی اجزای تشخص یافته در ترکیب آن کلی است. به دیگر تعبیر، وقتی یک مسأله باز می شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد شکل هرمی به خود می گیرد که عنوان مفهوم در رأس آن است و قاعدة آن را خرده مسائلی می سازند که در صورت سؤال از جزئیات مطرح می شوند و نشانة آن این است که در ابتدای جمله کلمه های« چرا ، چگونه ، آیا » ؛ و در آخر آن، «چیست» قرار دارد . o سعی کنید پرسشنامة تحقیق را بعد از تهیة طرح اجمالی و طرح تفصیلی کار تکمیل نمایید زیرا قبل از آن تبیین موضوع یا مسأله ، هدف یا اهداف ، فرضیه‌ها و بیان ضرورت پژوهش روشن نمی‌باشد . o کتاب‌شناسی بهتر است بعد از طرح تفصیلی یعنی به فهرست درآوردن طرح اجرایی پژوهش انجام شود ، زیرا تا عنوان‌ها کاملاً مشخص نشوند ، نیاز به منبع خاص مشخص نمی‌شود . o چهار رکن اصلی در نویسندگی: 1. آموزندگی / تعلیم ؛ 2. گیرندگی / جاذبه ؛ 3. انگیزندگی / تحریک ؛ 4. آزادی انتخاب / حریت مخاطب، که دقت در جمع بین بند چهارم با سه بند دیگر ظرافت و هوشمندی خاصی را می‌طلبد و هنر نویسنده نیز همین است . تعریف اصطلاحات در حوزه پژوهش Definition of Common phrases in research area 1. حوزة عملیات (Operation Area) : قلمرو کاری مشخص ، دستة کاری معین که بخشی از کل هدف ما را متحقق می سازد . 2. مطالعه عملیات (Operation Study) : برآورد همة امکانیات و اقدامات و نیازهای اساسی در انجام حرکت . 3. چارچوب عملی (From-Work) : ارکان اصلی طرح ، رؤوس کلی برنامه ، بخش های عمدة یک طرح پژوهشی متناظر با یکدیگر که دربردارندة هدف و مؤلفه های آن هستند . 4. پروژه (Project) : طرح ، نتایج دسته بندی شدة مطالعاتی که در یک عنوان و موضوع کلی انجام می شود . 5. پروسه (process) : فرایند، روند ، اجرای مقاله ، پیشرفت مطالعات منسجمی که برای پاسخ به یک یا چند مساله از طرح انجام می شود. 6. برایند (Resultant) : نتیجة عایده ، حاصل کار ، اهداف کوتاه یا بلندی که طی هر مرحله به دست می آید . 7. گام (Step) : مرحلة کاری ، چند حرکت مرتبط و همخوان که نتیجة مطلوب واحدی را می دهند. 8. مقطع (Phase) : هر بخش نسبتاً مستقلی از پروژه یا پروسه ، پاره ای از برنامه که برآورندة بخشی از کل نیاز است و از نظر فرایندی و یا نوع کار متفاوت است . 9. محقق (Researcher/Studius) : پژوهشگر و مطالعه کننده در یک برنامه یا مقاله یا سوژه . 10. تحقیق (Study) : جستجو در منابع درونی و برونی برای یافتن پاسخ مساله . 11. منبع (Resource) : سرمنشا اولیة یک پدیده ، ذهن طیار پژوهشگر ، مرجع در کتاب شناسی ، متن جامعه برای مطالعات میدانی. توضیحات / Explainses